۰۲۱۲۲۶۸۹۵۵۸ مشاوره با برترین مشاوران و قیمتی مناسب

مشاوره شغلی: تاریخ موسیقی

دوشنبه 15 مهر 1398 نویسنده: tina fahim |

تا به حال ۵۰۰ هزار نفر را یکجا دیده‌اید؟ می‌شود پنج برابر جمعیت استادیوم آزادی که البته آن ۵۰۰ هزار نفر موردنظر ما فوتبال نگاه نمی‌کردند، بلکه چشم‌هایشان را چهار تا کرده بودند تا شاهد یک کنسرت باشکوه باشند.

حالا ۵۰۰ هزار نفر دیگر را هم تصور کنید که از ترس نمی‌دانند کجا فرار کنند و هر لحظه احتمال می‌دهند توسط عظیم‌الجثه‌ترین آدم‌ها شکار شوند.

البته این ۵۰۰ هزار نفر دوم هم رفته بودند کنسرت ببینند، اما همه چیز دست به دست هم داد تا شاهد نبرد گلادیاتورهای رومی باشند.

دسته اول آن‌قدر کیف کردند که آن کنسرت به بهترین و مهم‌ترین اتفاق زندگی‌شان تبدیل شد و دسته دوم از هرچه موسیقی و ساز و دهل بیزار شدند.

هر دو این اتفاقات در تاریخ موسیقی راک جاخوش کردند و قضاوت‌هایی را هم به دنبال داشتند.

عده‌ای هم آن‌قدر خوشنام شدند که هنوز می‌شود به چشم یک قهرمان بهشان نگاه کرد و عده‌ای آنچنان مضحکه شدند که خیلی‌ها حیفشان می‌آید حتی جوهر روان‌نویسشان را برای یادآوری آن اتفاقات به هدر بدهند. اما به هر حال تاریخ بخوان فرزندم…

باتلاقی برای صلح در ایالت نیویورک، شهری وجود دارد به نام بتل (Bethel). در بتل هم یک دریاچه زیبا به نام وایت لیک وجود دارد و همان نزدیکی‌ها هم روستایی به نام «ووداستاک». آنها کشاورزی زندگی می‌کرد که یک مزرعه بزرگ داشت و آن مزرعه یکی از خاطره‌انگیزترین مکان‌های دنیا است.

چرا؟ چون جشنواره راک ووداستاک درست وسط این مزرعه برپا شد. سال ۱۹۶۹ بی‌نظیرترین گردهمایی موزیسین‌های راک برای پاسداشت صلح بین‌المللی برگزار شد و مجله رولینگ استون این اتفاق را به‌عنوان یکی از ۵۰ اتفاقی که تاریخ راک را متحول کرد، معرفی می‌کند.

حالا داستانش را از ابتدا بخوانید که دهانتان آب بیفتد. ظهور چهره‌های جنجالی موسیقی راک در اواخر دهه ۶۰ تفریح بزرگی برای جوان‌ها و نوجوان‌ها بود. آنها حاضر بودند به خاطر چهره‌های محبوبشان هر کاری انجام دهند.

همین میل جنون‌وار، شاخک خیلی‌ها را تیز می‌کرد و البته دندان طمعشان را هم. از این فرصت می‌شد نهایت استفاده را کرد تا یک پول حسابی به جیب زد. این فکر به ذهن چهار سرمایه‌دار گردن کلفت می‌زند که کنسرت بزرگی در یک فضای باز تدارک ببینند و کلی آدم را جمع کنند تا چهره‌های بزرگ موسیقی راک را، یکجا روی یک استیج تماشا کنند.

نشریه‌هایی مثل نیویورک تایمز و وال استریت ژورنال شروع می‌کنند به تبلیغ برای این کنسرت. در روزهای اول حدود ۱۸۰ هزار نفر بلیت‌ها را پیش‌خرید می‌کنند. آن چهار نفر قیمتی برابر ۲۴ دلار برای هر بلیت در نظر گرفته بودند. فکر می‌کنید با ۲۴ دلار چند ساعت می‌شود در یک سالن کنسرت نشست و کیف کرد؟ هر حدسی بزنید، غلط است.

به خاطر این‌که ووداستاک یک کنسرت سه روزه بود! سه روز از صبح تا شب می‌شد با موسیقی زندگی کرد. آرتی کورنفلد که یکی از آن چهار نفر بود، با کمپانی برادران وارنر یک قرارداد ۱۰۰ هزار دلاری می‌بندد تا همه مراسم ثبت شود و بعدها هم فروخته شود.

مایکل لنگ هم یک پای دیگر ماجرا بود که وظیفه پیداکردن مکان مناسب برای کنسرت بر دوش او بود که بالاخره مزرعه «مکس یاسگور» به‌عنوان محل جشنواره انتخاب شد.

حالا مشکل اصلی، تازه رخ‌نمایی می‌کرد؛ چطور می‌شد آن همه آدم را در یک محل سرباز نگه داشت و اجازه نداد کس دیگری که بلیت نخریده، وارد منطقه شود؟ در این صورت این مشکل آن‌قدر غیرقابل حل بود که چهار نفر قید همه درآمدشان را زدند و کنسرت را مجانی اعلام کردند.

خیلی عجیب است که قید پول را زدند، نه کنسرت را. نه؟ ۱۵ اوت ۱۹۶۹، نیویورک، ووداستاک. نیم میلیون نفر در محل حاضر شدند. نلسون راکفلر که در آن زمان فرماندار نیویورک بود، ۱۰ هزار نفر را مامور حفظ امنیت تماشاچی‌ها کرد که می‌توان گفت در این کار تا حدود زیادی موفق عمل کرد.

آدم‌ها با کمال آرامش سه روز در آن مزرعه زندگی کردند، شب را هم همان جا سر کردند و تقریبا خون از دماغ کسی نیامد. سیستم صدای این جشنواره عظیم را صدابرداری به نام بیل هانلی طراحی کرد. او برای صدارسانی به ۵۰۰ هزار نفر از باندهای ALTEC و JBL استفاده کرد و صدا آن‌قدر درست و بی‌نقص به گوش همه رسید که هانلی برای کارش جایزه ویژه انجمن تخصصی صدابرداری را برد.

حالا حتما می‌خواهید بدانید این کنسرت سه روزه را چه موزیسین‌هایی برپا کردند. پس تحویل بگیرید؛ البته نه لیست کامل را.

کارلوس سانتانا درباره آلتامونت می‌گوید: «ما از همان اول هم شاهد برخورد وحشیانه «فرشته‌ها» بودیم. در خلال کنسرت مدام دعوا می‌شد و خیلی از آن وحشی‌ها با چاقو به جان مردم می‌افتادند.

آن خیلی‌ها مجروح شدند و چند نفر مردند.» مریدیت هانتر قربانی معروف این جشنواره شد؛ نوجوان سیاه‌پوستی که توسط «فرشته‌ها» به ضرب چاقو مجروح شد و وقتی هم به چادر کمک‌های اولیه رسید، آنجا هیچ امکاناتی برای جلوگیری از خون‌ریزی شدیدش وجود نداشت و به خاطر همین هم درگذشت.مشاوره شغلی آنلاین موج نفرت از رولینگ استونز هر لحظه بیشتر می‌شد.

دیوید کراس بای که در ووداستاک هم اجرا کرده بود و شاهد افتضاح آلتامونت بود، درباره آن شب می‌گوید: «ما نیازی به فرشته‌ها نداشتیم، اما مقصران اصلی آنها نیستند، بلکه آنهایی هستند که یک کنسرت عادی را به صحنه جنگ تبدیل کردند؛ یعنی رولینگ استونز. این دیوانه‌های خودپرست نمی‌فهمند چه دسته‌گلی به آب داده‌اند. آنها فقط بلدند فخر بفروشند و خودشان را بزرگ جلوه دهند.

برای همین هم از آنها متنفرم.» جرمی پاسکال در کتاب تاریخچه موسیقی راک جمله‌های خوبی درباره این اتفاق دارد: «موسیقی راک که در دهه ۶۰ کاملا بی‌آزار همه چیز را شروع کرده بود و جایگاه موسیقی را از تفریح صرف به یک بستر فکری قابل تامل تبدیل کرده بود، یک شبه آبروی خودش را باخت.» (نقل به مضمون) آلتامونت نقطه مقابل ووداستاک شد و آن‌قدر نحس و سیاه بود که دیگر یادی از آن نشد و خیلی راحت راهی زباله‌دان شد.

– ووداستاک حواشی زیادی داشت. هر گوشه از آن محوطه بزرگ صحنه‌های جالبی را در خود داشت؛ اما نکته جالبش این بود که دو نفر در آن فوت شدند و دو نفر به دنیا آمدند. فوت‌شده‌ها نه زیر دست و پا ماندند و نه به دست «فرشته‌های جهنم» کشته شدند.

یکی از آنها دچار حمله قلبی شد و یک نفر هم در مسیر ووداستاک تصادف کرد. آن دو نفر هم که به دنیا آمدند، بدون هیچ دردسری به وسیله هلی‌کوپتر به کلینیک رسیدند. – لیست آدم‌‌ها و گروه‌هایی که به ووداستاک دعوت شدند، اما به هر دلیلی به جشنواره نرسیدند، درست مثل نیمکت ذخیره‌های رئال مادرید است؛

پر از ستاره. باب دیلن به دلیل بیماری پسرش از جشنواره بازماند. از گروه The Doors فقط جان دنزمور به جشنواره رسید که برای جو کوکر هم درامز زد. گروه جترو تول و مودی بلوز و جانی میشل را هم به فهرست بدشانس‌ها اضافه کنید.

– در آلتامونت حتی ستاره‌ها هم از دست فرشته‌های وحشی جان سالم به در نبردند؛ مارتی بلین از جفرسون ایرپلن وقتی صحنه کتک‌خوردن یک نوجوان را دید، کارش را رها کرد و به طرف ضارب حمله‌ور شد که البته نتوانست کاری بکند و در نتیجه یک کتک سیر نوش جان کرد. – سونی بارگر سردسته فرشته‌های جهنم بود. وسط کنسرت، وقتی کیت ریچاردز هاج و واج مشغول تماشای آنها بود، او را با اسلحه تهدید می‌کند و می‌گوید: «یا به کارت ادامه می‌دی یا تو یه مرد مرده‌ای.»

منبع :مشاوره شغلی: تاریخ موسیقی- مشاوره جنسی

   


بهترین مشاوره آنلاین

دوشنبه 15 مهر 1398 نویسنده: tina fahim |

بهترین مشاوره آنلاین را چگونه بیابیم؟

این وب سایت در نظر دارد تا سال آینده بهترین مرکز مشاوره آنلاین باشد

مرکز مشاوره ویژگی ها و شاخص های مختلفی دارد

روش اول در بخش کامنت ها پرسیده بشه و حداکثر یک ساعت پاسخ داده می شود.

روش تلگرامی از طریق آدرس زیر:

https://t.me/kanonmoshaveran_bot

روش سوم با دفاتر زیر تماس بگیرید و مشاوره اسکایپی بگیرید.

 

در ابتدا باید انتظارات مراجع را مرتفع سازد
باید فضای مناسبی داشته باشد
مشاوره باید توسط متخصص داده شود
مشاور و مراجعه به اینترنت و ابزارهای ارتباط جمعی دسترسی مناسبی داشته باشند

ریشه اولین مرکزمشاوره آنلاین

این نوع مشاوره از سال ۲۰۰۱ در جهان مرسوم شد و اکنون یکی از روش های شناختی در کشور ایران محسوب میشود.

این روش نیازهای اولیه دارد که در تمامی کشورهای جهان قابل اجرا نیست و از طرفی این روش در کشورهای پیشرفته راحتر است

زیرا سرعت اینترنت و کیفیت ابزارهای ارتباطی نقش به سزایی در آن ایفا میکند

ویلسادر یک روانشناس است که برای اولین بار این روش را استفاده کرد و آن را به سایر مشاوران، متخصصین و روانشناسان پیشنهاد داد.

بهترین مشاوره آنلاین است.

به نظر شما کدام ملاک در این موضوع و افزایش سطح مشاوره آنلاین مهم است؟

دسترسی مناسب به اینترنت

سرعت بالا اینترنت که بدون قطعی باشد

دسترسی به موبایل همان تلفن همراه و کامپیوتر شخصی

فضای مناسب و بدون سر و صدا

شرایط مناسب محیطی و آب و هوایی برای روانشناس و مراجع

در دسترس بودن مشاور خوب

توان دسترسی به یک مشاور توانمند و به روز

استفاده از سایت های معتبر همجون “مرکز مشاوره”

یافتن یک سایت معتبر

مولفه های دیگر هم در این موضوع مهم است.

خوب است در مورد مرکز مشاوره خوب این سوالات را از خود بپرسید:
آیا معتبر است و می شود به آن اعتماد کرد؟
آیا مورد تایید کانون مشاوران ایران است؟
آیا مشاوره تخصصی در زمینه دلخواه من دارد؟
آیا می تواند به من و خانواده ام کمک کند؟

شوهر شکاک

سلام من ۲۴سالمه شوهرم٫الان۳ساله ازدواج کردیم اما اون شکاکه با همه قهر میکنه طولانه مدت بامنم.

فقظ حرف خودشو قبول داره.

اهل صحبت نیست.اهل مسافرت و تفریح وخوشی نیست اصلا بامن روزها حرف نمیزنه.هر راهی رو امتحان کردم.صبوری کردم.

ولی نمیشه الان ۳ماهه محل نمیذاره ولی قهرم نمیکنه.با مطالب زیادی که از اینترنت خوندم شبیه افراد پارانویید هست.توروخدا کمکم کنین.نمیزاره مشاوره برم
پاسخ

دوست عزیز بهتره شما اول خودتون به مشاور مراجعه کنید …. چون باید راهکارهای برخورد با ایشون رو فرابگیرید
میتونید به ایشون اینطور بگید که چقدر متاسف هستید که چیزای زیادی در زندگی هست که ناراحتش میکنه و چقدر ناراحت هستید که نمیتونید بهش کمک کنید
…پس به مشاور میخوایت مراجعه کنید تا بتونید راه کمک کردن به ایشون رو یاد بگیرید و اینطور ترغیبش کنید تا برای اصلاح رفتارش اقدام کنه
در غیر اینصورت باید تصمیم سختی در زندگی با ایشون بگیرید (بررسی سوگیری های روانشناختی).

تنها منم که مشکلاتم جدی هست وهیچ کس مثل من زجرنمیکشد

باعرض سلام وخسته نباشیدمن راستش رابخواهید حس میکنم تنها منم که مشکلاتم جدی هست وهیچ کس مثل من زجرنمیکشد واقعا زندگی خیلی سختی دارم ۱۴سالم بود بخاطریه نخ سیگارازمدرسه اخراجم کردن ومنم خودکشی کردم وکارم به بیمارستان وشستشوی معده رسیدتو۱۶سالگی بایه نامردمعتاددست بزن بازورخانوادم ازدواج کردم وبعداز۴ماه عقدطلاق گرفتم برادرم ودامادمون شوهر خواهرم نسبت به من هیزهستن
وگاهی مراتهدید میکنندوباپرویی ازمن پیشنهادسکس میکنن خیلی تنهام تاالان۳باری خودکشی کردم ومتاسفانه زنده ام بااینکه خواهروبرادردارم اماانگارهیچ کس وندارم وتنهاوبی کسم مادرم هواموداره هیچ دوستی ندارم چون همه دوستام بهم خیانت کردن وناروزدن خاستگارخیلی دارم اما پاش که میرسه هرکدوم ازاعضا خانواده یه بهانه واسه جلوگیری هزخوشبختیم میگیرن
فقط میخوان زجرم بدن ازخانوادم خیلی بدی دیدم متلک وحرف شنیدم به هیچ کس اعتمادندارم من وقتی به برادرودامادمون اعتمادنکنم چطوربه دیگران اعتمادکنم راستشوبخواین توخیابون چندباری پلیس بهم شماره دادن پیش دکترمردرفتم بهم درخواست دوستی داداولین باربه مشاورمدرسم اعتمادکردم که زندگیمونابودکردخیلی حرف هادارم خیلی دلم شکسته خیلی تنهام خیلی بیکسم حاضرم بمیرم
اما این زندگی رونداشته باشم بازم حرف دارم اما حس میکنم تا اینجاش کافی باشه وگرنه دلم میخوادهمه چیزوبگم وباکمکشما همه چیزودرست کنم بااینکه نا امیدم من واقعا شکستم اگرراهی دارین بهم بگین با تشکرفقط میتونم بگم ازخانه وخانوادم فراریم .

وآی فکرنمیکردم جوابی نگیرم حتما شماهم پیش خودتون میگین خب آدم بمیره بهتره تا اینجورزجربکشه وعذابش بدن آخه این دیگه چه زندکی هست!میدونم مردن حقه وبهترین راه اونم واسه من تازه من همه مشکلاتم ونگفتم این فقط نصفش بودیه کوچکی اززندگیم بودفکرکنم اگرهمه روبخوام بگم دیگه هنگ کنیدنمیدونم خودمم خسته شدم

ازاینکه همه روزوشبموبا آه واشک وبغض وناراحتی سرمیکنم وتنهام بایدبگم هیچ دلخوشی وسرگرمی هم ندارم نه کلاسی میرم نه مسافرت میریم نه حتی بیرون همش توخونه وهمیشه تواتاقمم وفقط موزیک گوش میکنم …!!!مادرم فقط میگه ناراحت نباش ایشاله بعدازاین سختیآ خوشبخت میشی توآینده!!!آینده ای که هیچ وقت نمیاد!.
پاسخ
دوست عزیز اتفاقا” نظر ما برعکس شماست … زندگی موهبت و نعمتی هست که خداوند به انسان داده پس در این مورد شاکر باشید و طرف خودکشی نرید

باید در این مورد خودتون به سطحی برسید که بخوایت موقعیت رو تغییر بدید
شما میتونید با یاد گرفتن حرفه و یا هنری میتونید برای خودتون درامد و استقلال داشته باشید …بهتره تمام این تفکرات منفی رو از خودتون دور کنید تا بتونید راحت و سبکبال زندگی کنید …

اینکه با شک و تردید به دیگران و کارهاشون نگاه کردن چیزی رو جز کاشتن تخم شک و تردید و بی اعتمادی برای شما نداره … بجای این تفکرات از تجربیات خودتون استفاده کرده تا دوباره دراین شرایط بد گرفتار نشید … محبت به خانواده و رعایت حریم و خطوط قرمزشون میتونه باعث آرامش شما بشه تا بتونید به چیزی که میخوایت برسی

بعدازطلاقم رفتم مدرسه بزرگسال ودررشته عکاسی درسای عمومیممو پاس کردم

سلام واقعا ازراهنماییتون متشکرم ومیخوام بازم بهم کمک کنید.

من همین طورکه گفته بودم من نمیتونم کلاس متفرقه برم میدونیدمن بعدازطلاقم رفتم مدرسه بزرگسال ودررشته عکاسی درسای عمومیممو پاس کردم اما تخصصی که به عکاسی مربوط میشدرونه چون خانوادم مخالف بودن ومخارجش برای ما سنگین بود.

خلاصه من خیلی به عکاسی وبازیگری وتعمیرات موبایل علاقه دارم اما هردفعه که ازخواسته هام وآرزوهام به خانوادم میگم اونآ منودست میندازن وبهم میگن تورویایی هستی وتوتخیلات نروانگاربهشون گفتم میخوام برم مریخ!

من واقع به عکاسی علاقه دارم ومیدونم موفق هم میشم اگربخوام برم واسه این حرفه اما خب هیچ کدوم ازاعضای خانواده منو درک نمیکنه وهبچ کدوم پشتم نیستن وبهم میگن من رویاییم .

بنظرشما عکاسی رویاییه درسته خرج داره اما من یباربه خانوادم ثابت کردم که اگربه چیزی علاقه دارم تلاش میکنم فقط کاعیه داشته باشم!

خلاصه مثلا من دلم میخوادبرم باشگاه ورزش تکواندواما خانوادم میگن نه باشگاه فقط بدنسازی ومن هیچ علاقه ای ندارم خب همینطورکه گفتم واسه کلاس رفتنم یا مخادجشودرنظرمیگیرن یا میگن لدردنمیخوره یا رفت وآمدش خب یا میگن هرچی ما گفتیم

مثلا چندوقتی بودخیلی حوصلم سر رفته بودگفتن بروخیاطی گفتم خب حداقل بذارین چیزی که دوست دارم وبرم اما قبول نکردومنم بخاطرکه حوصلم سرنره اجباری رفتم خیاطی وچون علاقه ای نداشتم وکسل کننده بودواسم دیگه نرفتم واونآ گفتن تونمیتونی و…

خلاصه من میدونم ازنظرخانوادم هیچ شانسی ندارم چون هیچ کدومشون هم پشتم نیستن ودرکمم نمیکنن وکارشون فقط مسخره کردن منه که هروقت ازآرزوم بگم اونآبگن توتخیلی هستی …!

بخاطرهمین من رفتم توسایت همسریابی که زودازخانوادم جداشم تحملوشون واسم مشکله نمیتونم بیشترازاین کنارشون زندگی کنم حرفآمونمیفهمن وواقعا باهام بدرفتارمیکنن خلاصه من تواین سایت با یه مردکانلا ازهمه نظرایده ال آشنا شدم که ده سال ازمن بزرگتره (مشاورانه، مشاوره آنلاین).

خب خودم خواستم وگفته بودم یکی میخوام که ده الی پانزده سال ازم بزرگترباشه خلاصه من که خونمون شهرستانه واین آقا هم تهران هست وهم خارج میره بهم گفته که باهاش فرارکنم گف چون ازدواج کرده یباردیگه حوصله خاستگاری رونداره وگفت اگرمن واقعا دوستشدارم برم تهران .

منم گفتم من توشهرخودم همه جاشوبلدنیستم میترسم گم بشم اونم گفت پس خودم میام دنبالت ومیریم وعقدمیکنیم من فقط میخوام بدونم اگرباهاش فرارکردم ورفتم واقعا عقدم میکنه آخه من دیگه اون موقع جز اون هیچ کس وندارم بهم گفت بعدازعقدبا خانوادم آشتی میکنه وازدل خانوادم درمیاره گفته تایک ماه آینده میادکه اگرهموپسندکردیم بعدباهم بریم…

اون گفت یه دخترشهرستانی میخوادچون میدونه که اهل زندگی هستن و…من فقط میخوام مطمعن شم بعدش کنارم میمونه وتنهام نمیزاره وعقدم میکنه میشه بازم راهنماییم کنید تشکر.
پاسخ

دوست عزیز شما رفتارهای خانواده خودتون رو غیرقابل تحمل میدونید و بخاطرش میخوایت دست فرار بزنید و این واقعا” تعجب برانگیزه که یک دختر تا این حد ساده لوحانه میخواد حیثیت و آبروشو به خطر بندازه …
ما پرونده های زیادی از همین مسایل داریم که ختم به فجایع عجیبی شده و شما خیلی بچگانه خانواده خودت رو با این ازدواج میخوای عوض کنید …

دوست عزیز افرادی که رسما ازدواج میکنن و خانواده ها هم رو میشناسن اینطور به مشکلات برخورد میکنن بعد شما چطور انتظار دارید با ایشون به خوشبختی برسید ؟
ایشون و یا هر کسی دیگه در این شرایط نمیتونه شمارو خوشبخت کنه چون تعهدی نسبت به شما نداره و اگرم باشه فقط و فقط برای رابطه جنسیه
امیدوارم بتونید خودتون رو از این افکاری که دچارش شدید رها کنید شرایط خانواده ارجحیت بسیاری به این ازدواج ها داره

دیگه تحمل خانوادم ندارم چون حریم شخصی وخصوصی ندارم

مثلا اینکه میگم دیگه تحمل خانوادم ندارم چون حریم شخصی وخصوصی ندارم مثلا من یه فلش داشتم با دوتا مموری که داخلش کلی عکس بودعکسآی خودم عکسی که ازطبیعت گرفته بودم با موزیک برادرم واسه که ناراحتم کنه فلشموکه ازم برواشت بعدهردوتا مموریم وکه داخلش عکسام بودروپاک کرد تمام عکسام عکسای مال مثلا پنج سال پیش خب من واقع ناراحت شدم وکلی گریه کردم

ووقتی هم به پدرومادرم گفتم گفتن به ماربطی نداره تقصیرخودته خب من واقعا هم روعکسام حساسم همه روهم پاک کرداون یکی برادرمم تا یه چیزی میشه میخوادزورشوبه روخم بکشه وکتکم میزنه خواهرم بجای که ناراحت شه وطرفموبگیره یواشکی به این حالم میخنده وخوشحال میشه هیچ کسم ندارم باهاش دردودل کنم تنهای تنهام حتی بعضی وقتا که میخوام بامادرم صحبت کنم میگه برومن حوصله ندارم.

بخاطرهمین همش تواتاقمم میدونیدمن مطمعنم اگربااین آقا برم منوهم خوشبخت میکنه هم باهام ازدواج میکنه چون بهم قول دادکه تا فرارکردیم بریم محضر وعقدکنیم.

میدونیدمن همیشه واسه همه کس دلسوزی کردم واگردرتوانم بودکاری انجام دادم وهمیشه به خدامیگفتم خدایا توفقط مواظبم باش وتنهام نذاراما دیگه طاقتم طاق شده خیلی ناراحت بودم وگفتم خدایا من دیگه قلبی ندارم تیکه تیکه شده قلبم خودمم خردشدم دیگه بسه.

واقعاموندم دام میخوادیه ساعت ازته دل بخندم شادباشم دورازخانواده درآرامش دورازعذاب ودلم میدونیدواقعا دارم میگم سخت ترین روزای زندگی من توخونه پدرم بودخیلی پشیمونم طلاق گرفتم با اینکه شوهرمم بدبود.

اما من توخونه پدرم خودکشی کردم میخواستم فرارکنم همش گریه میکنم وناراحتم وعذاب میکشم وشدم مث افسرده ها من هیچ وقت این خانواده رونمیخواستم که مانع پیشرفتم وخوشبختیم شن هیچ وقت این زندگی رونمیخواستم وواقعا ازاین زندگیم وحس وحالم متنفرم ازآدمآی دوروبرم که اسم خودشونوگذاشتن خانواده وهمخونم!

بنظرمن خانواده وخواهروبرادربایدپشت هم باشن نه اینکه ازناراحتی هم خوشحال شن ودرتلاش باشن که هموبرنجونن اونم فقط منو….فقط دعامیکنم هیچ وقت مث آدمآی اطرافم رزل نشم وهمیشه همینجورمهربون وساده وپاک باقی بمونم حاضرم خودم بشکنم اما حاضرنیستم قلب کسی روبشکونم

واحساس کسی روبه کینه ونفرت تبدیل کنم با اینکه خودم کلی عذاب کشیدم.بارم لطفا بهم کمک کنید اللخصوص درموردهمین موضوع خاستگارم که گفتم توسایت همسریابی بود تشکر.
پاسخ

دوست عزیز شرایط سخت هست ولی از امنیت برخورداره …

شما دنبال یک توجیه برای فرار از مشکلتون هستید ولی اینکارتون قابل توجیه نیست ..

شما به گفته خودتون فرد مهربونی هستید پس نباید اجازه بدید ازش سوء استفاده بشه و خودتون رو از چاله به چاه بندازید
متاسفانه این سایت ها رسمی نیستند و افراد مختلفی به هدف بهره کشی جنسی و یا قاچاق انسان و … ازشون استفاده میکنن …
یک مثال میزنم …شما با برادر و خواهری که با هم بزرگ شدید اینقدر اختلاف دارید پس چطور میتونید با کسی که هیچ تعهدی نسبت به شما نداره به خوشبختی برسید …

من تجربه این حرف رو دارم که به شما هشدار میدم … چیزی که ما تا به امروز دیدیم این بوده که هر کسی فرار کرده شکست خورده برگشته وشرایط رو برای خودش سخت تر هم کرده
این زندگی رو تحمل کنید و روشهای تحت تاثیرگذاشتن رو یادبگیرید تا بتونید زندگی خوبی رو مهیا کنید بسیار به عقل نزدیکتره تا اینکه دل به یک سراب زیبا ببندید
به وضوح میبینم اگر هشدار مارو قبول نکنید در آینده باز در این سایت دنبال راه حل برای خواهید بود
پس اجازه ندید مهربونی زیاد رنگ حماقت و سادگی بگیره

سه ساله باخانومم ازدواج کردیم و۵ بار قهر کردیم

وزندگی مون طبیعیه فقط از سال اول شروع بشرط گذاشتن کیهانه گیری کرد.

الان ۲ ماه رفته جوابم رو نمیده پدر ومادرش وبقیه میگن حرف پارک گوش نمیکنه .

۳ شرط گذاشته

۱: حق طلاق میخوام

۲: ماشین و زمینتو بنامم کن

۳; باید از اصفهان بریم کنار پدرش خوزستان.

هرسری سر یه سری مسایلی کوچک بدون اینکه بامن صحبت کنه بعنوان مهمانی میره .بعد شروع میکنه به این کارها گفته شده.ضمنا شغلش مشاوره خانواده است.منم کار ساختمانم بهیچ مشکل مالی.جنسی.عشقی نداریم. خواهش میکنم چکار کنم خیلی اذیتم ازقهرهاش .راهنماییم کنید خواهشن.?

پاسخ بهترین مشاوره آنلاین تهران و شهرستان ها

دوست عزیز چیزی که واضح هست ایشون چنین رفتاری رو در هر دوره ای از خودش نشون میده و شما باید در این مورد حتما” با ایشون به نتیجه برسید
ایشون باید با شما صحبت کنه و تکلیفشو روشن کنه یا میخواد به زندگی ادامه بده یا نمیخواد
شما هم باید مشخص کنید آیا حاضر به قبول شرایطش هستید یا خیر ؟ با سابقه ای که داره ممکنه در آینده دوباره بهانه های دیگه ای بیاره
پس خوب فکر کنید و در تصمیم گیری قاطع باشید

منبع :بهترین مشاوره آنلاین- مرکز مشاوره ایران

   


آرشیو


پیوندها


پیوندهای روزانه


درباره وبلاگ

مرکز مشاوره برتر
۰۹۰۳۵۶۷۳۰۵۰
۰۲۱۲۲۶۸۹۵۵۸
۰۲۱۸۸۴۲۲۴۹۵
۰۲۱۲۲۶۸۹۵۳۴
۰۹۰۳۱۲۳۶۴۴۶
tina fahim

آخرین پستها


نویسندگان


آمار وبلاگ

کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic